تبليغاتX
عاشقــــانه ها -
... می خواهم آخرین حرفم این باشد من به عشق ایمان دارم ...

 

 

سفر...

 

 

شوق سفر نداشتی قصد گذر نداشتی

 

من با تو زنده بودم اما خبر نداشتی

 

 

رفتی و توی قلبم یادتو جا گذاشتی

 

روی تموم حرفات یکدفعه پا گذاشتی

 

 

بی تو کدوم ستاره پا به شبم بذاره

 

ابر کدوم آسمون رو تشنگیم بباره

 

 

بی تو چی مونده با من جز یه صدای خسته

 

جز یه نگاه خاموش جز یه دل شکسته

 

 

بال و پرم بودی خبر نداشتی

 

تاج سرم بودی خبر نداشتی

 

 

سایه به سایه هر طرف که بودم

 

همسفرم بودی خبر نداشتی

 

 

پر زدی و ندیدی با ل سفر نداشتم

 

گفتی رها شو اما من دیگه پر نداشتم

 

 

کوه غمو رو شونم دیدی و بر نداشتی

 

من با تو زنده بودم اما خبر نداشتی

 

اما خبر نداشتی

 

 

 

+ نگارش متن در تاريخ 86/10/21 توسط (¯`v´¯) عاشق تنها (¯`v´¯) |