تبليغاتX
عاشقــــانه ها -
... می خواهم آخرین حرفم این باشد من به عشق ایمان دارم ...

 

 

 

 

صدای آشنا

 

حرف هایم تلخ و پوچ و سرد و تکراری و بس

ناله هایم عاری از روی تنهایی و بس

 

شب نشسته در نگاهم ، نور بی معنا شده

چشم های خسته ام محتاج لالایی و بس

 

عادت لب های من تکرار نامت هر نفس

نام تو آرامش آبی دریایی و بس

 

عطر یادت بیت هایم را پریشان می کند

در شکوه شعر من ناخوانده مهمانی و بس

 

واژه های ذهن من عاجز ز وصفت مانده اند

چون سکوت مبهم یک برکه می مانی و بس

 

زیر قاب پنجره ، تنها نشان عاشقی

چند برگ خالی وسطری پریشانی و بس

 

راز من در هاله چشمت خلاصه می شود

نازنین ، راز مرا تنها تو می دانی و بس

 

 

  

در تمام صفحه های دفترم یک شعر بود

یک غزل از تو در آن چشمان ، باری و بس

 

از سر کوچه صدای آشنایی می رسد

بر گمانم شک مبر ، آری ، تو می آیی و بس 

 

+ نگارش متن در تاريخ 87/01/19 توسط (¯`v´¯) عاشق تنها (¯`v´¯) |