
بــه نام معمار عمارت قلب
خطوط را رها خواهم کرد
و همچنین شمارش اعداد را رها خواهم کرد
من عریانم عریانم عریانم
من این جزیره سرگردان را
...
وقتی كه اعتماد من از ریسمان سست عدالت آویزان بود
وقتی كه چشم های كودكانه عشق مرا
با دستمال تیره قانون می بستند
و از شقیقه های مضطرب آرزوی من
وقتی كه زندگی من دیگر
چیزی نبود هیچ چیز بجز تیك تاك ساعت دیواری
دریافتم باید باید باید
دیوانه وار دوست بدارم
(فروغ فرخ زاد)


..... روز عشق بر عاشقان مبارک .....

دنیــــا...
باز آمــدی تــو بــر ســر راهم
آی عشــق می کنی دوبــاره گمراهم
دریــاب من جوانی را به ســر کردم
تنــها از دیــار خــود سفــر کــردم
دیــری است قــلب من از عــاشقی سیــر است
خستــه از صــدای زنجیــر است
خستــه از صــدای زنجیــر است
دریــاب اولیــن عشــق مــرا بــردی
دنیــا دم بــه دم مــرا تــو آزردی
دریــاب ســرنوشتم را بــه یــاد آور
دنیــا ســرگذشتم را نکــن بــاور
من غــریبی قصــه پــردازم
چــون غریقــی غــرقــه در رازم
گــم شــدم در غــربت دریا
بــی نشــان و بــی هــم آوازم
مــی روم شبــها بــه ســاحلها
تــا بیابــم خلــوت دل را
روی مــوج خستــه دریا
مــی نویســم اوج غمــها را


نــــــــه....
نه میشه باورت کنم نه میشه از تو رد بشم
نه میشه خوب من نه نمیشه
نه میشه با تو بد بشم
نه دل دارم که بشکنی نه جون دارم فدات کنم
نه پای موندن منی نه میتونم رهات کنم
نه میتونه تو خلوتش دلم صدا کنه تو رو
نه میتونم بگم بمون نه میتونم بگم برو
کجا برم که عطر تو نپیچه توی لحظه هام
قصمو از کجا بگم که پا نگیری تو صدام
چجوری از تو بگذرم
تویی که معنی منی
تویی که از منی اگر تیشه به ریشه میزنی
نه ساده ای نه خط خطی نه دشمنی نه همنفس
نه با تو جای موندنه نه مونده راه پیش و پس
نه میتونه تو خلوتش دلم صدا کنه تو رو
نه میتونم بگم بمون نه میتونم بگم برو
کجا برم که عطر تو نپیچه توی لحظه هام
قصمو از کجا بگم که پا نگیری تو صدام
نه میشه باورت کنم نه میشه از تو رد بشم
نه میشه خوب من نه نمیشه
نه میشه با تو بد بشم
نه دل دارم که بشکنی نه جون دارم فدات کنم
نه پای موندن منی نه میتونم رهات کنم
نمیشه با تو باشم و اسیر دست غم نشم
فقط میخوام با خواستنت تا هستم از تو کم نشم
