عشق نمي پرسه
عشق نمي پرسه تو كي هستي؟ فقط ميگه : تو مال مني.
عشق نمي پرسه اهل كجائي؟ فقط ميگه : توي قلب من زندگي مي كني.
عشق نمي پرسه چي كار مي كني ؟ فقط ميگه : باعث ميشي قلب من به ضربان بيفته .
عشق نمي پرسه چرا دور هستي ؟ فقط ميگه : هميشه با مني .
عشق نمي پرسه دوستم داري ؟ فقط ميگه : دوستت دارم.
مي پرستمت..........
تو در جان مني من غم ندارم
تو ايمان مني من كم ندارم
اگر درمان تويي دردم فزون باد
وگر عشقي تو سهم من جنون باد
صدايم كن صداي تو ترانه ست
كلامت آيه هاي عاشقانه ست
تو را من سجده سجده مي پرستم
كه سر بر خاك بر زانو نشستم

همه مي پرسند :چيست در زمزمه مبهم آب؟ چيست در همهمه دلكش برگ؟ چيست در بازي آن ابر سپيد ؟روي اين آب آرام بلند كه تو را مي برد اينگونه به ژرفاي خيال ؟نه برابر... نه به آب ... نه به برگ ... نه به اين آبي آرام بلند ... نه به اين خلوت خاموشي كبوترها ... نه به اين آتش سوزنده كه لغزيده به جام من به اين جمله مي انديشم!!!
به تو مي انديشم اي سراپا همه خوبي ... تك و تنها به تو مي انديشم همه وقت...
همه جا من به هر حال كه باشم به تو مي انديشم. تو بدان اين را ! تنها تو بدان ! تو بيا ! تو بمان! با من تنها تو بمان!!! 
چشمانت را براي زندگي مي خواهم ،اسمت را براي دلخوشي مي خوانم، دلت را براي عاشقي مي خواهم،صدايت را براي شادابي مي شنوم، دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم.
اين دسته گل تقديم به عشقم...
عشق قشنگ است اگر آن را داشته باشي ، عشق ترانه است اگر آن را خوانده باشي ، عشق شيرين است اگر آن را چشيده باشي ، عشق گل است اگر پروانه شده و دور آن گشته باشي...
عشـــق![]()
سر دفتر علم معناي عشـــق است
سر بيت قصيده جواني عشـــق است
اي آنكه نداري خبر از عالم عشـــق
اين نكته بدان كه زندگاني عشـــق است
تو و خويش 
براي تو و خويش
چشماني آرزو مي كنم
كه چراغها و نشانه ها را
در ظلماتمان ببيند
گوش
كه صداها و نشانه ها را
در بيهوشيمان بشنود
و زباني![]()
كه در صداقت خود
ما را از خاموشي خويش بيرون كشد
و بگذارد از آن چيز كه در بندمان كشيده است
سخن بگوئيم
بوســــــــه 
-+-+-+-+-+-
بوسه بوسه يعني وصله ي شيرين دو لب... بوسه يعني مستي از مشروب عشق... بوسه يعني لذت دل دادگي... لذت از شب . لذت از ديوانگي... بوسه يعني حس خوبه طعم عشق... طعم شيريني به رنگ سادگي... بوسه يعني آغازي براي ما شدن... لحظه ي با دلبري تنها شدن... بوسه سرفصله کتاب عاشقي... بوسه رمز وارد دلها شدن... بوسه آتش مي زند بر جسم و جان... بوسه يعني عشق من با من بمان...
-+-+-+-+-+-

دوست داشتن
براي دوست داشتن دو قلب لازم است ، قلبي كه دوست بدارد و قلبي كه دوستش بدارند ، قلبي كه هديه كند و قلبي كه بپذيرد ، قلبي براي تو و قلبي براي آن كسي كه خود را در آغوش او آرام بيابي...

با يه نسيم پاك
تو اومدي از راه
همون كه مي خواستم
عين يه تيكه ماه
نشستي تو قلبم
نشستي و موندي
از تب اين خوبي
دنيا رو لرزوندي
تو كردي مجنونم
من از تو ممنونم

چند جمله عاشقانه :
به همه لبخند بزن اما با1 نفر بخند همه را دوست داشته باش اما به 1 نفر عشق بورز تو قلب همه باش اما قلبت مال 1 نفر باشه
************
هر كس كه گفت بهر تو مردم، دروغ گفت / من راست گفتهام كه براي تو زندهام
************
عزيزم وقتي دل تنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوستت داره،وقتي نا اميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي . وقتي ساکت شدي به ياد بيار کسي رو که به شنيدن صداي تو محتاجه. 
عاشقانه، عارفانه ، بي بهانه، خالصانه، با صداقت، بی نهايت، تا قيامت، دوستت دارم...
برا ی به تو رسيدن فاصله اگر زياده
من که راه افتاده بودم با دلی عاشق و ساده
می دونستم راه رفتن شبو روزايی داره
حالا عمريه به راهم گر چه با پای پياده
نمی خواد برام بخونی قصه های عاشقونه
دل خودش تو راه رفتن شعر عاشقی می خونه
آره اينو قلب عاشق توی خلوتش می دونه
که اگه تو راه عشقه ... ته جاده بی نشونه !!!
*******************************
دوستان عاشق شدن كار دل است دل كه دادي پس گرفتن مشكل است
*******************************
اینم دو تا عکس با حال تقدیم به عاشقای دنیا
بي اختيار مي روم
نمي دانم به كجا
تنها مي روم با قد مهاي تنهايي
چه هوايي ست
دلم هواي تو را دارد 
نه هواي بارش
نه هواي آسمان
فقط هواي تو را دارد
مي داني چه درديست
تنها در كوچه پس كوچه هاي شهر قدم زنان
تنها با ياد تو 
تنها با ياد تو كنارت قدم زدن
تنها با ياد تو دستانت را فشردن
تنها با ياد تو سر به روي شانه هايت گذاشتن
آه همه شان را دوست دارم
ابري كه مي بارد
برفي كه مي رقصد
كوهي كه مي ماند
آفتابي كه مي تابد
همه شان را دوست دارم
اما با تو بودن را دوست تر دارم
حتي اگر همه اينها نباشد
تو كه باشي كنارم
تمام دنياي مني
همچنان تنها
زير بار نگاه ملامت ها
در كوچه پس كوچه هاي برفي
قدم مي زنم
تنها با ياد تو
با ياد چشمانت 
چگونه فراموشت کنم؟.. چگونه فراموشت کنم؟
تو را که از خرا به های هرزگی؛ به قصر سپید عشق هدایتم کردی و عاشقی بیقرار و یاری با وفا برای خویش ساختی.
آهو بره ای شدی که دوستی گرگ را پذیرفتی و برای آشک های او شانه هایت را ارزانی داشتی؛و با صداقت عاشقانه ات دلش را به درد آوردی.
چگونه فراموشت کنم؟..
تو را که سال ها در خیالم سایه ات را می دیدم و طپش قلبت را حس می کردم؛ و به جستجوی یافتنت به درگاه پروردگارم دعا می کردم...
که خدا یا پس کی او را خواهم یافت؟!
چگونه فراموشت کنم؟..
تو را که همزمان با تولدت در قلبم همه را فراموش کرده ام! برایم..برایم تمامی اسم ها بیگانه شده اند و همه ی خاطرات مرده اند.

من هيچ نمی خواهم...
تنها صدايت را می خواهم تا موسيقی سکوت لحظه هايم باشد
نگاهت را می خواهم تا روشنی چشمهای خسته ام باشد
وجودت را می خواهم تا گرمای قنديل آغوشم باشد
خيالت را می خواهم تا خاطره لحظه های فراموشم باشد
دستها يت را می خواهم تا نوازشگر بی کسی اشکهايم باشد
و تنها خنده هايت را می خواهم تا مرحم کهنه زخمهای زندگی ام باشد
آری تنها تو را می خواهم.... 
شمع و پروانه
شبي ياد دارم كه چشمم نخفت
شنيدم كه پروانه با شمعُ گفت:
كه من عاشقم گر بسوزم رواست
تورا گريه و سوز و زاري چراست؟
بگفت:اي هوادار مسكين من
برفت انگبين يار شيرين من
چو شيريني از من به در مي رود
چو فرهادم آتش به سر مي رود
همي گفت و هر لحظه سيلاب درد
فرو مي دويدش به رخساره زرد
تو بگريزي از پيش يك شعله خام
من استاده ام تا بسوزم تمام
ترا آتش عشق اگر پر سوخت
مرا بين كه از پايٌ تا سر بسوخت
عشــق
*عشق يعني خاطرات بي غبار
* دفتري از شعر و از عطر بهار
* عشق يعني يك تمنا , يك نياز
* زمزمه از عاشقي با سوز و ساز
* عشق يعني چشم خيس مست او
* زير باران دست من در دست او
هم ترانه ياد من باش!
بی بهانه ياد من باش!
وقت بيدار يه مهتاب٬
عاشقانه ياد من باش!

در غم حضور نگاه تو آواره ترينم
در سوز و گداز عشق تو بی چار ه تر ينم
در کوچه باغه اين دل پر شده از بهاره
دفتره شعرم مملو از دو بيتی و غزل های عاشقانه
دو بيتی های عاشقانه داره از خلوسه دل نشانه
يا که ميگيره از دوری نگاه مهربونت همش بهونه
از قصه های جاری عشق تو غزل های عاشقانه
به تو می گم که دوستت دارم بی بهانه عا جزا نه
باقی بقايتون جونم فدايتون![]()






تقدیم به همه عاشقان دنیا.............همیشه عاشق و شیفته باشید

«ولنتاين»